ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1123
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
مىگذارد تا مگر آيندگان را سودمند افتد چنان كه در دانش اصول فقه اين شيوه روى داده است و نخست شافعى به بحث در ادلهء لفظى شرعى پرداخت و آنها را تلخيص كرد آنگاه حنفيه باستنباط مسائل قياس پرداختند و آنها را بطور جامع گرد - آوردند و پس از ايشان طالبان علم از ثمرات تحقيقات آنان بهرهمند شدند و تا اين روزگار نيز از آنها استفاده مىكنند . 2 - شيوهء دوم تأليف اين است كه كسى به مطالعه و تحقيق سخنان پيشينيان و تأليفات ايشان بپردازد و فهم آنها را دشوار بيابد ، ولى خدا باب درك آنها را بر وى بگشايد و آن وقت بكوشد اين مشكلات را براى ديگر كسانى كه ممكن است از درك آنها عاجز باشند آشكار كند و بشرح آنها بپردازد تا كسانى كه شايستگى دارند از آن بهرهمند شوند و اين شيوه عبارت از شرح و تفسير كتب معقول و منقول است كه در تأليف ، فصلى شريف بشمار ميرود . 3 - هنگامى كه يكى از دانشمندان متأخر بر غلط يا لغزشى از آثار پيشينيان نامور و بلند آوازه آگاه شود و آن را با برهان آشكار و ترديد ناپذير ثابت كند آن وقت مىكوشد كه آن را به آيندگان هم برساند ، زيرا به علت انتشار آن تأليف از قرون متمادى در همهء كشورها و شهرت مؤلف بفضل و دانش و اعتماد مردم به معلومات وى زدودن و از ميان بردن آن غلط دشوار ميگردد از اين رو دانشمندى كه آن لغزشها را رد مىكند ناگزير بايد دلايل خود را بنويسد و به صورت كتاب بيادگار بگذارد تا خواننده بر آن آگاه شود . 4 - وقتى دانشمند در يكى از فنون نقصانهائى مشاهده كند و مثلا بر حسب تقسيم موضوع آن ببيند مسائل يا فصولى ميتوان بر آن افزود تا تكميل گردد آن وقت بدين منظور همت مىگمارد و بتأليف ميپردازد . 5 - ديگر از مواردى كه سزاست در آن تأليف كرد اين است كه مسائل دانشى نامنظم باشد و هر مبحثى در باب خود واقع نشده باشد ، آن وقت دانشمند